تبليغاتX
تأملات نابهنگام - یکی از چیزهایی که از هامون یاد گرفتم

تأملات نابهنگام

(خاطراتی برای فردا)

دخترک سرش رو برمیگردونه طرفم و میگه: "تو هم یه ذره همچین تنبلی ها.... فقط ادعای یه چیزهایی میکنی!"
بهش میگم: "چطور؟ مگه چکار کردم؟" میخندم و ادامه میدم: "یا شاید بهتره بگم مگه چکار نکردم؟"
دخترک میگه: "مثلاً وقتی شکیبایی رفت، این همه اشک و آه و زاری و فلان و بهمان. پریشب هم که دوباره وقتی صداش رو از رادیو شنیدی عین تراکتور نشستی به گریه کردن!"
یادم میافته!  آخ.... شنیدنِ صداش پریشب خیلی غیرمنتظره بود.... اینکه اصلاً انتظارش رو نداشتم باعث شده بود تا حالم اونقدر بد بشه.
دخترک سکوت من رو نمیفهمه و ادامه میده: "خب! همهء این ادا و اطوار ها رو درمیاری؛ ولی بعدش مثلاً برای تشییع جنازه ش نمیری!"
از پنجره بیرون رو نگاه میکنم و باصدایی آروم بهش میگم: "هامون رو یادته؟"
جواب میده: "مگه میشه یادم نباشه. ۱۰ بارش رو فقط با خودِ تو دیدم!"
نگاش میکنم و میگم: "یادته اون صحنه ای که هامون از خودش میخواد خون بگیره برای آزمایش دستگاه و میره تو خاطرات بچگیش؟
سرش رو به علامت تایید تکون میده.
میگم: "اونجا یادته همهء آدما در حال عزاداری برای امام حسین بودند؟ زنها گریه میکردند و مردها سینه میزدند؟"
"آره" جواب میده.
ادامه میدم: "بگو ببینم؛ علی عابدینی کجا بود؟"
یه کم فکر میکنه و میگه: "بین اون مردهای سینه زن نبود."
میگم: "دقیقاً! علی عابدینی دور از اون هیاهو و سر و صدا داشت توی یه سقاخونه برای خودش شمعی روشن میکرد و تو حالِ خودش با حسین ِ خودش بود. الکی هم نبود که صدای فیلم تو اون صحنه کاملاً قطع میشه." و روی کاملاً تاکید میکنم.
دخترک زل زده و بهم نگاه میکنه.
بهش میگم: "حالا نه شکیبایی، امام حسینه و نه مطمئناً من، علی عابدینی ام. اما یه سری چیزها هستند که بعضیا شاید ترجیح بدن تو خلوت خودشون نگه دارن و با کسی شریک نشن. یه سری چیزها هستند که انقدر خصوصی و شخصی اند که حتی آدم نمیتونه راحت راجع بهشون حرف بزنه. هیاهو و سر و صدا و اون همه اتفاقاتی که خوندیم تو وبسایت ها و وبلاگ ها چقدرش واقعاً برای احترام به عمو خسرو بود؟"
جوابی نمیده.
میگم: "به این دلیل بود که نرفتم."
سرم رو میندازم پایین و ساکت میشم. دخترک کنارم ایستاده. اونم ساکته. سکوت حرفهای زیادی برای گفتن داره. الکی نیست که الان صدا کاملاً قطع شده.
+ نوشته شده در  87/05/02ساعت 10:12  توسط امیر  |