دو تقدیر بر عشق حاکم اند:
یکی را دوست می دارند، یکی دوست می دارد
یکی بلسان درو می کند،
یکی دیگر تمسخر.
یکی می گیرد، یکی می دهد.
یکی را دوست می دارند، یکی دوست می دارد
یکی بلسان درو می کند،
یکی دیگر تمسخر.
یکی می گیرد، یکی می دهد.
صورتت را بپوش، وقتی اخگر آن را سرخ می کند
سعی کن اعتراف نکنی
سینه هات از چه دردی می سوخت.
اگر چاقو را بدهی دستِ مردی که کشته مرده ش هستی
میکُشدت
اگر او، او بداند دوستش داری، تکه تکه ات می کند.
برتولت برشت
برگرفته از "هرگز، مگو هرگز! - ترجمه علی عبداللهی، دکتر علی غضنفری
---------
پ.ن: ترجمه ش به نظرم خیلی بد و در خیلی از جاها اشتباه اومد.
پ.ن ۲: با سپاس از دوستی که این کتاب رو بهم هدیه کرد!
