تبليغاتX
تأملات نابهنگام - جمع مجردی!

تأملات نابهنگام

(خاطراتی برای فردا)

گاهی اوقات آدم باید یه دورهء مجردی هم داشته باشه. مثلاً اینکه از صبح تا شب همه ش سرت به کارت باشه و بنویسی و بخونی و بری اینور و اونور و حتا خوشگذرونی های باحالِ نیمه فرهنگی داشته باشی خیلی خوبه. کلی آدم چیز یاد میگیره. اما اون وسط مسط ها بد نیست گاهی اوقات همچین یه نمه با یه سری همجنس بزنی بیرون و یه کم بی ادب هم بشی و چهار تا لیچار بار ِ این دنیا و رسم و رسوم زمونه بکنی.

امروز از صبح تا حالا بیرون بودم و با دو سه تا رفیق خیلی خوب (همجنس و غیر همجنس) کلی اینور و اونور رفتم. کافه شارونا، نشر چشمه و کتاب خریدن و سی دی خریدن های همیشه لذت بخش، ناهار رستوران موفتار، کافه مرکزی، خانه هنرمندان (یه کادوی خوشگل مامانی نارنجی رنگ هم گرفتم که بسی چسبناک بود) و کلی بحث ها و صحبت های باحال و خنده دار و در عین حال کلی درددل با آدمایی که جنس تنهایی شون شبیه جنس روزمرّگی هام به نظر میومدند. 
شب که اومدم خونه و یه گشتی تو اینترنت زدم و داشتم به نوشته ها و کارهام فکر میکردم، شاهین (پسر دایی گرامی که ما برایش جان همی دهیم!) زنگ زد که بیا پایین که با یه سری از بچه ها بریم قلیون کِشی (حدود ساعت ۹) و خب، یه روز هم که ما آدم شده بودیم و خودمون تو خونه قلیون نذاشته بودیم، مثل اینکه خدا دلش به حالمون سوخت و یه جورایی تو رودروایسی و وسوسهء وقت گذرونی با فک و فامیل از خونه زدیم بیرون. جمع مجردی باحالی بود و بعد از مدتها (جداً بعد از مدتها....چیزی حدود یک سال) خیلی این شر و ور گفتن های مردونه چسبید....!

آدم بهتره تک بعدی نباشه. هر چیزی، نه البته در حد افراط، تو زندگی لازمه!
این رو از من فروردینی افراطی-تفریطی بشنوید!!

---------

پس نوشتِ ویژه و مربوط: فکر میکنم گاهی اوقات آدم در شرایط بسیار خاص و ویژه، رفتاری کاملاً متضاد با آنچه عرف است پیش میگیرد!

پس نوشتِ ویژه تر و مربوط تر: البته منظور از آدم در خط بالا، خودمان و افرادی مانند خودمان میباشند. به کسی برنخورد. اگر شما اینگونه نیستید، آدم نیستید؛ یعنی احتمالاً آدم معقولی هستید!

+ نوشته شده در  87/05/17ساعت 0:56  توسط امیر  |